أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )
152
رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )
اذعان تحريك قسرى جسمانى كند نه اذعان تحريك لطيف 140 روحانى [ و به جهت ] 141 اضطراب اذعان تشكيل روحانى ننمايد بلكه قبول تشكيل جسمانى قسرى پس استعمال آن نيز 142 قوت فكر صعب باشد - و نيز قوت عقليه تا وقت حصول اعتدال مزاج و سكون تموج ازو اعراض نمايد - بدانكه قوت حيوانى در حالت انتشاء شديد الاستعداد به جهت فرح بوده بسوى او مفرحات فكريه صرفه 143 متاذى نشود چنانچه سبب او بيان شده بل مفرحاتى كه درو تصرف حس و وهم است چنين وهم كه تابع اوست و ازو حصول قوت مىكند درو تأثير نمايد و همچنين مفرحاتى كه درو تصرف حس و فكر است چنين فكرى كه 144 در استعمال روح نفسانى معاضد و متقوى به اوست چه حس در تحريك روح باطنى نسبت به عقل اقهر و اقوى 145 است 146 و لهذا وقتىكه روح باطنى بر عقل عصيان كند استعانت بحس نمايد پس بر تحريك روح قادر شود - چنانچه در علوم هندسه و ساير علوم پس لازم آيد 147 كه تاثير مفرحات مستقبله و جميله در نفس شارب كم باشد و تاثير مفرحات لذيذه طيبه و خصوصا وقتيه زياده 148 و به جهت اينكه استعداد او براى فرح شديد است - اضعف اسباب فرح براى او كفايت كند - چنانچه براى صبى پس مظنون شود كه فرح او بلا سبب است و حال آنكه اين محال است - و اسباب مفرحه و غامه بعضى از آنها قوىاند و بعضى ضعيف و بعضى معروف و بعضى غير معروف و بعضى از غير معروف بسبب كثرت اعتياد 149 مشعور نباشند - و اسباب مفرحه و غامه كه قوى و ظاهراند حاجت بذكر آنها نبود - و اسباب خفيه و ضعيفه پس مانند تصرف حس در ضياى عالم باشد و دليل الذاذ او ايحاش ضد او بود كه اقامت به ظلمت است و مانند مشاهده شكل و دليل تفريح او غم نمودن و حدت است و مانند [ تمكن 150 بر ] حصول 151 مراد و استقرار بر مقتضى قصد به غير مانع و همچنين عزايم و آمال و ذكر چيزهاى گذشته و مستقبله از اميدها و محادثه و استغراب و اغراب و تعجب و اعجاب و رسيدن آواز خوش از 152 حصول مجاورت و مساعدت و خديعه 153 و تلبيس و غالب شدن در ادنى چيزى و غير اينها كه در كتاب انطوريقا يعنى خطابت 154 مذكور است - و تاثيرات اينها باعتبار خواهش و عادات مختلف باشد 155 و انسان از اسباب مفرحه و غامه البته خالى نباشد ليكن چون باستعداد احد الطرفين مختص شود از اسباب او زود منفعل گردد 156 اگرچه ضعيف بود - و اسباب طرف آخر تا وقتىكه قوى نبود منفعل نشود - پس سكر آن را به جهت همين اسباب فرح دايم باشد - و به جهت 157 مقابل او صاحب مزاج سوداوى و مظلم الروح را غم دايم مانند تذكر 158 اخطار و آلام سابقه و احقاد و قوت معاملات و معاشرات 159 و مانند توهم چيزهاى